دختران سیاه‌پوست فلسطینی: رنگ پوستمان به ما الهام و نیرو می‌بخشد

الاثنين 8 نوفمبر 202102:08 م

تعدد ترانه‌های عربی در وصف دختران گندمگون و سرایش هزاران شعر در شرح رنگ ‏پوستشان، آنها را موضوع مهم ادبیات و شعر عربی کرده و بهبود تصور دختران سبزه‌رو از ‏خودشان را به دنبال آورده؛ دخترانی که «ملانین» بیشتری در سلول‌های پوست خود دارند.‏

در فلسطین، از کرانه‌ی باختری گرفته تا سرزمین‌های اشغالیِ ۱۹۴۸ و نوار غزه، دخترانی ‏هستند که پوست تیره‌تری نسبت به بقیه دارند. همه‌ی آنها از ظاهرشان راضی‌اند و به دنبال ‏تغییر آن نیستند. این دختران تیره‌پوست، رنگ پوست خود را نقطه‌ی قوتی برای ترویج ‏تفاوت‌های فرهنگی و از‌بین‌بردن اختلافات اجتماعی و نژادی می‌دانند. آنها تا حدودی در این ‏امر موفق عمل کرده‌ و توانسته‌اند ترس خود را به نقطه‌ی قوت تبدیل کنند.‏


جیهان زیدان

رنگ تیره منبع الهام است

‏«ام الجوج» (دلربا) و «ام سمراء» (گندمگون) القاب جیهان زیدان، روزنامه‌نگار ۳۰ ساله‌ی ‏اهل بیت‌المقدس، است.‏ جیهان به رصیف ۲۲ می‌گوید: «رنگ پوستم نه‌تنها مانع پیشرفت در شغل و زندگی شخصی‌ام ‏نیست، بلکه برایم به‌مثابه‌‌ی منبع الهامی است که در عبور از موانع و تغییر تفکر غالب نسبت ‏به دختران تیره‌پوست یاری‌ام کرده است. موفقیت‌های مکرر دختران تیره‌پوست در عرصه‌های ‏مختلف باعث ادغام آنها در جامعه و زایش نگاهی برابر به آنها و دختران سفیدپوست شده ‏است».‏

سیاه‌پوستانی که در بیت‌المقدس زندگی می‌کنند در اواخر قرن ‏نوزدهم و اوایل قرن بیستم از چهار کشور چاد، نیجریه، سودان و سنگال از قبایل سلامات، ‏برنو، فیراوی، الحوسی، البرجو، الکلمبو و الفلاته به فلسطین مهاجرت کرده‌اند

جیهان می‌گوید از اینکه او را با نام‌هایی دال بر رنگ پوستش صدا می‌زنند خجالت نمی‌کشد، ‏زیرا هر جا که باشد نقش مؤثری ایفا می‌کند؛ از مناسبت‌های ملی و اجتماعی بزرگ گرفته تا ‏همایش‌هایی که با حضور دختران سفیدپوست برگزار می‌شود. او به شوخی به آنها می‌گوید: ‏‏«من ستاره‌ی اینجا هستم». به گفته‌ی جیهان، این احساس به‌خاطر رنگ پوست متفاوتش در او ‏ایجاد شده است.‏

اما جیهان اعتراف می‌کند که در جامعه‌ی فلسطین، تیره‌پوستان نمی‌توانند زندگی ایده‌آلی داشته ‏باشند و گاهی برخی از آنها در معرض رفتارهای نژادپرستانه قرار می‌گیرند، اما این وضعیت ‏فراگیر نیست. مثلاً لفظ «عبيد» (بردگان) همچون گذشته، برای اشاره به سیاه‌پوستان مصطلح نیست. ‏جیهان به شرایط ویژه‌ی جامعه‌ی فلسطین اشاره می‌کند و می‌گوید: «زندگی در جامعه‌ی ‏فلسطین، همبستگی افراد جامعه و قدرت پذیرش دیگری را می‌طلبد، به‌ویژه که آنها سابقه‌ای ‏طولانی در مقاومت در برابر اسرائیل را در کارنامه‌ی خود دارند».‏

با این همه، جیهان نیز نگرانی و ترس افراد تیره‌پوست را تجربه کرده است؛ مثلا وقتی قرار ‏است به مرحله‌ی جدیدی از زندگی وارد شود، مثل ورود به دانشگاه. او درباره‌ی این تجربه ‏می‌گوید: «زمانی که قرار شد برای ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی ارتباطات وارد دانشگاه ‏بیرزیت شوم، دغدغه‌ام عدم پذیرش و طرد از سوی همکلاسی‌هایم بود. به‌ویژه که تنها ‏دانشجوی ‌سیاه‌پوست آن زمان در دانشگاه بودم. اما این ترس‌ها و نگرانی‌ها در نخستین روز ‏تحصیلی ریخت و به‌سرعت محیطی دوستانه میان همه‌ی دانشجویان، دختر و پسر، شکل ‏گرفت و حتی برخی از آنها هنوز هم از بهترین و صمیمی‌ترین دوستانم هستند».‏

جیهان برای تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا تلاش می‌کند و امید دارد به‌عنوان ‏نخستین گوینده‌ی تیره‌پوست در تلویزیون فلسطین ظاهر شود.‏


ماریا میگل

کوشی، کجا می‌روی؟

‏(اسرائیلی‌ها، اتیوپیایی‌های مهاجر را «کوشی» می‌نامند. کوشی کلمه‌ای عبری به معنای ‏سیاه است و کلمه‌ای تحقیرآمیز به‌شمار می‌آید)‏

ماریا میگلِ ۵۰ ساله یک فعال اجتماعی در حیفا است. او از مادری فلسطینی و پدری ‏آفریقایی به دنیا آمده و رنگ پوستش را از پدرش به ارث برده است.‏

ماریا در یک خانواده‌ی عرب فلسطینی، زندگی آرام، مملؤ از تفاهم، صمیمیت و عشق را ‏تجربه کرده و هیچ‌گاه در رابطه‌ی پدر و مادرش سویه‌های نژادپرستانه ندیده است. ماریا برای ‏رصیف ۲۲ خود را به گیاهی با ریشه‌های قوی تشبیه می کند که در زمین حاصلخیز ‏خانواده‌اش روییده است.‏

به باور عموم، برای شناخت مادر باهوش باید دید او چگونه یک موضوع حساس را برای ‏کودکش توضیح می‌دهد. اتفاقی که ماریا و مادرش آن را در زندگی‌شان تجربه کرده‌اند. پس از ‏آنکه ماریا در سه سالگی با یک رویداد حیرت‌آور مواجه شده بود، مادرش برای او ‏توضیحاتی درباره‌ی تفاوت رنگ پوست انسان‌ها و تفاوت‌های بشری می‌دهد. ‏

رنگ تیره‌ی پوستم هیچ‌گاه برای من مسئله نبوده، بلکه برعکس، همیشه حس ‏متفاوت‌بودن در من ایجاد کرده و این احساس به دلیل زندگی در محیط امن خانواده‌ی ‏روشنفکرم است

ماریا همراه پدرش در خیابان قدم می‌زد که یک فرد اسرائیلی خطاب به پدرش گفت: «کجا ‏می‌روی کوشی؟» ماریا با تعجب از خود پرسید: «آیا پدر من واقعاً یک کوشی است؟ اما او ‏برای من یک پدر است و من نمی‌توانم جور دیگری او را ببینم». در پی این اتفاق ماریا از ‏مادرش در این‌باره می‌پرسد و مادر این‌گونه پاسخ می‌دهد: «خداوند انسان‌ها را همانند گل‌ها ‏متفاوت خلق کرده و برای هرکس رنگی آفریده است تا زندگی انسان‌ها یکنواخت و یکدست ‏نشود». ماریا با این توضیح، واقعیتِ اختلاف رنگ پوست انسان‌ها را درک می‌کند.‏

ماریا می‌گوید:«رنگ تیره‌ی پوستم هیچ‌گاه برای من مسئله نبوده، بلکه برعکس، همیشه حس ‏متفاوت‌بودن در من ایجاد کرده و این احساس به دلیل زندگی در محیط امن خانواده‌ی ‏روشنفکرم است».‏

ماریا معتقد است شخصیت انسان همانگونه که می‌تواند در ترسیم نقشه‌ی زندگی‌اش ایفای نقش ‏کند، می‌تواند جامعه را به پذیرش او وادار سازد. معمولاً هر انسان بر اساس تفاوت‌هایش یک ‏چهره از خود در ذهنش دارد که بدون درنظرگرفتن تفاوت‌های واقعی، از او یک انسان ‏متفاوت می‌سازد.‏

ماریا اکنون ازدواج کرده و صاحب یک فرزند پسر به نام حبیب است. او تلاش می‌کند تا ‏حبیب را به روش خانواده‌ی خودش تربیت کند تا با تفاوت‌ها آشنا شود.‏

ماریا در ادامه می‌گوید: «علی‌رغم اینکه من یک زن چاق با موهای فرفری هستم، اما ظاهرم ‏را دوست دارم، اعتمادبه‌نفس دارم. دانش‌آموزانم هم مرا دوست دارند. فعالیت‌های اجتماعی ‏زیادی می‌کنم و روابط محکمی ایجاد کرده‌ام».‏


هناء ابومعیلق

تاریخ زندگی «سیاه‌پوستان» در فلسطین

براساس پژوهشی که مؤسسه‌ی فلسطینی رؤیا تحت عنوان «ناظر» انجام داده است، ‏سیاه‌پوستان همزمان با نخستین فتوحات اسلامی به فلسطین آمده‌اند و امروزه از ساکنان اصلی ‏فلسطین به‌شمار می‌روند. تعداد آنها در شهرهای مختلف فلسطین متفاوت است؛ در طولکرم ‏‏۷۰ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند و در جنوب الخلیل جمعیت زیادی دارند.‏

این پژوهش همچنین می‌گوید، سیاه‌پوستانی که در بیت‌المقدس زندگی می‌کنند در اواخر قرن ‏نوزدهم و اوایل قرن بیستم از چهار کشور چاد، نیجریه، سودان و سنگال از قبایل سلامات، ‏برنو، فیراوی، الحوسی، البرجو، الکلمبو و الفلاته به فلسطین مهاجرت کرده‌اند.‏

 دلیل مهاجرت آنها به فلسطین، بر اساس این پژوهش، نلشی از اعتقادشانش به روی‌دادن روز ‏قیامت در بیت‌المقدس است و بسیاری از آنها بعد از ادای حج، مستقیم از سرزمین ‏وحی به بیت‌المقدس آمده‌اند.‏

سیاه‌پوستانی هم در نوار غزه زندگی می‌کنند. آنها ۷۰ درصد از ساکنان محله‌ی الغراره در ‏شهر خان یونس را تشکیل می‌دهند.‏

هناء ابومعیلق، دختری ۳۰ ساله از اهالی دیر البلح در مرکز نوار غزه، مربی بسکتبال ‏معلولان است و درباره‌ی زندگی خود به رصیف ۲۲ می‌گوید: «فکر نمی‌کنم که رنگ تیره‌ی ‏پوستم برای من مانعی باشد، نه در پیشرفت شغلی و نه در ایجاد روابط و دوستی‌ها. مواد ‏آرایشی مورد علاقه‌ام را بدون محدودیت استفاده می‌کنم، لباس‌های رنگارنگ می‌پوشم و ‏موهایم را با جدیدترین مدل‌ها آرایش می‌کنم».‏

هناء در زندگی خود همه‌ی محدودیت‌های اجتماعی را که نقش زن را به‌دلیل جنسیت یا رنگ ‏پوست محدود می‌کند، زیر پا گذاشته است. او می‌گوید: «روابط بسیار صمیمانه‌ای با ‏همسایگانی که رنگ پوستشان با ما متفاوت است داریم. در شادی‌ها و غم‌ها کنار یکدیگر ‏هستیم و با همدیگر از یک ظرف غذا می‌خوریم و اگر بگویم که غزه از بسیاری از جوامع ‏اروپاییِ پیشرفته که هنوز درگیر نگاه نژادپرستانه هستند، برتر است، مبالغه نکرده‌ام».‏

البته هناء وجود برخی تنگ‌نظری‌ها را نیز تأیید می‌کند، اما تأکید دارد که این نگاه تنگ‌نظرانه ‏به رنگ پوست او ارتباطی ندارد و بیشتر به رعایت‌نکردن محدودیت‌های اجتماعی ازجمله ‏پوشیدن لباس ورزشی هنگام خروج از منزل، مربوط می‌شود.‏

او همچنین تأکید می‌کند که رنگ پوست انسان‌ها مانع موفقیت آنها نیست و افراد موفق و ‏مشهور بسیاری در فلسطین و دیگر کشورها هستند که علی‌رغم سیاه‌پوست‌بودنشان، انسان‌های ‏موفقی هستند و این امر با تصوری که در گذشته ـ به وسيله‌ى فیلم‌های سینمایی ـ برای ما از ‏سیاه‌پوستان به وجود می‌آوردند و آنها را دربان و خدمتکار معرفی می‌کردند، متفاوت است.‏

إظهار التعليقات
Website by WhiteBeard