سیر تاریخی هنر عربی به روایت گربه‌ها

الخميس 21 أكتوبر 202101:36 م

گربه‌های خانگی از قدیم به‌دلیل همزیستی‌شان با انسان‌ها و همچنین به‌دلیل ‏شکار موش مورد توجه بوده‌اند. آن‌ها یکی از محبو‌ب‌ترین حیوانات خانگی هستند و میلیون‌ها خانواده در ‏جهان در خانه‌ی خود گربه نگهداری می‌کنند. علاوه بر این، گربه‌ها امروزه به پای ثابت فضای اینترنت تبدیل شده‌اند. تنها در یوتیوب دو میلیون فيلم از گربه‌ها وجود ‏دارد که میلیاردها بار مشاهده شده‌ است.‏

گربه‌ در مصر از محبوبیت خاصی برخوردار است و از دوران باستان ‏برای چندین قرن حیوان مقدس مصریان به شمار می‌آمد. از سویی دیگر این حیوان در ‏جهان اسلام هم محبوبيت زیادی دارد. این محبوبیت به روایتی برمی‌گردد که می‌گوید پیامبر اسلام به گربه ‏علاقه‌مند بوده و از او نقل شده كه «عشق به گربه بخشى از ایمان است».‏

لئوناردو داوینچی می‌گوید: «کوچک‌ترین گربه ‏می‌تواند یک تابلوی هنری باشد»

علاوه بر اين، در زبان عربی نيز ضرب‌المثل‌های بسیاری وجود دارد که در ‏آن‌ها از تشبیه به گربه استفاده شده و به قدرت گربه‌ها یا ویژگی‌‎های ‏منفی‌شان اشاره شده است؛ از جمله: «گربه که نباشد موش‌ها آزادند» (معادل ‏فارسی چو بیشه تهی ماند از نره‌شیر، شغالان درآیند آن‌جا دلیر)، یا «مثل گربه ‏می‌خورد و قدردانی نمی‌کند» یا «اسم گربه را که آوردیم، ‏‎]‎فلانی‎[‎‏ پرید وسط».‏  گربه همچنین در فرهنگ عامه‌ی عربی به عنوان یک استعاره‌ی ادبی طنز به‌کار ‏می‌رود. به عنوان مثال در آهنگ کودکانه‌ی ‏‏«شب گذشت»، اثر «محمد فوزی» خواننده مصری، این کاربرد دیده می‌شود. در این آهنگ، گربه کودک (شخصیت اصلی آهنگ) ‏را چنگ می‌زند، چون به حرف مادرش گوش نمی‌دهد. ‏

از نظر تاریخی، به تصویر کشیدن گربه همیشه یکی از جاذبه‌های تصویری ‏فرهنگ‌های مختلف بوده است. لئوناردو داوینچی می‌گوید: «کوچک‌ترین گربه ‏می‌تواند یک تابلوی هنری باشد». او همچنین مطالعات و پژوهش‌های زیادی ‏درباره‌ی گربه‌ها داشته كه نشان‌‌دهنده‌ی ستایش او از آن‌ها است.‏ گربه موضوع آثار بسیاری از هنرمندان عرب بوده است. تابلوهای منتخب زیر ‏مربوط به هنرمندان، کشورها و دوره‌های تاریخی مختلف است و سیر تاریخی هنر ‏عربی را به روایت گربه‌ها بیان می‌کند:‏

گربه در میان مصریان باستان


  گربه ای در حال حمله به پرندگان                   قبر نیبامون (حدود 1550 -1292 قبل از میلاد)‏


در تابلوی سمت راست گربه‌ای در حال چنگ انداختن به نیزار دیده می‌شود تا با کنار زدن ‏نی‌ها بتواند پرنده‌ای را شکار کند. این تابلو از روی دیوارنگاره‌ای مربوط به ثروتمندی ‏مصری به نام «نیبامون» که با خانواده خود در حال شکار است، کشیده شده ‏است. به نظر می‌رسد این گربه حیوان خانگی آن خانواده بوده که در تابلو به ‏تصوير كشيده اما در عین حال چشمان طلایی براق گربه حاکی از یک اعتقاد دینی به ‏معنای یورش رع یا را (خداوند خورشید) به دشمنان است.‏

گربه‌ها در میان خدایان مصر باستان از احترام و جایگاه ویژه‌ای برخوردار ‏بودند. گفته می‌شود که رع یا را (خدای خورشید) «گربه‌ی بزرگ» نامیده می‌شد و ‏مصریان باستان همان‌گونه که سر شیر را نماد خدا «سخمت» می‌خواندند گربه را ‏نیز نماد خدا «باستیت» می‌دانستند. همچنین کاهنان مخصوصی برای خدمت به ‏گربه در یک معبد ویژه واقع در حاشیه رود نیل وجود داشت.‏

در «کتاب مردگان» که از معروف‌ترین متون باستانی مصر به شمار می‌رود، آمده ‏است که گربه با خورشید و انسان همسان است و همچون انسان‌ها، گربه‌ها نیز ‏مومیایی می‌شدند و مراسم مجللی برای تشییع گربه‌ها برگزار می‌شد تا ‏فرآیند انتقال آنها از این دنیا به زندگی اخروی به خوبی انجام گیرد.‏

گربه در فرهنگ اسلامی


برگرفته از نسخه‌ی عربی کلیله ودمنه متعلق به قرن 14، کتابخانه «بادلین»، ‏آکسفورد

در تصویر گربه‌ای سفید و خاکستری در میان تور قرمز رنگ نازکی محبوس ‏شده است  که با قدرت و شکوه ایستاده، گوشهایش را تیز کرده و دُم تکان می‌دهد. ‏موشى به امید به دست آوردن یک هم‌پیمان در مقابل کلاغ و راسوی در تصویر، ‏سعی دارد این گربه را از بند رها کند. این نقاشی در نسخه عربی یکی از ‏مشهورترین کتاب‌های جهان یعنی کلیله و دمنه موجود است.‏

گربه‌ها در میان خدایان مصر باستان از احترام و جایگاه ویژه‌ای برخوردار ‏بودند. گفته می‌شود که رع یا را (خدای خورشید) «گربه‌ی بزرگ» نامیده می‌شد 
گربه‌ای سفید و خاکستری، محبوس در میان تور قرمز نازک، با قدرت و شکوه ایستاده، گوش‌هایش را تیز کرده و دُم تکان می‌دهد. ‏موشى به‌امیدِ به‌دست‌آوردنِ یک هم‌پیمان در مقابل کلاغ و راسو، ‏سعی دارد گربه را از بند رها کند. این نقاشی در نسخه‌ی عربی یکی از ‏مشهورترین کتاب‌های جهان یعنی کلیله و دمنه موجود است.‏

در گذشته گربه‌ها در جهان عرب چندان مورد علاقه نبودند، زیرا بادیه‌نشینانِ کوچ‌نشین ‏نفعی در نگهداری آنان نمی‌دیدند. در نتیجه نه‌تنها مورد توجه واقع نشدند، ‏بلکه در فولکلورعربی موجودات ناخوشایندی بودند؛ مثلا برای ترساندن ‏شترها، شیطانِ صحرا را به‌شکل گربه می‌کشیدند.‏

اما با ظهور اسلام نگاه منفی به گربه‌ها تغییر کرد؛ زیرا پیامبر به گربه‌ها علاقه‌‌مند بود و ‏داستان‌ها و روایت‌های بسیاری درباره‌ی علاقه‌اش به این حیوان نقل شده است. ‏‏«ابوهریره» نیز که به‌دلیل علاقه‌ی زیادش به گربه‌ها به ‏این اسم معروف شد، از اصحاب پیامبر بود.‏

همچنین نقل شده است که یک بار پیامبر نمازش را با صدای آرام خواند تا گربه‌ی ‏محبوبش را از خواب بیدار نکند. در نتیجه‌ی چنین نگاهی، حضور گربه‌ها ‏در بسیاری از مساجد و مناطق مسکونی مسلمانان بلامانع بود. ‏گاهی صدای گربه به عبادت صوفیانه تشبیه شده است. همچنین تصاویر گربه‌ها در ‏بسیاری از نسخه‌های خطی اسلامی وجود دارد.‏

نگهبانان شب


سمیر رافع ، نگهبانان شب،  1944‏

در این تابلو سه گربه‌ی خشن روی یک بلندی در شهر آماده‌باش ‏نشسته‌اند، چنگال‌هایشان آماده‌ی حمله و صدایشان تقریبا قابل شنیدن ‏است. کبوتری هم که کم‌خطرتر از گربه‌ها به نظر نمی‌آید، مانند آن‌ها به عابران خیره شده است.‏

سمیر رافع (۲۰۰۴ – ۱۹۲۶) در قاهره به دنیا آمد. او نقاش، سنگ‌تراش، نویسنده ‏و مدرس هنر بود. این هنرمند سوررئالیست نگرانی‌های بشر ‏و تجربیاتی از زندگی در مصر را به تصویر کشیده است. ‏

بسیاری از حیوانات (به‌ویژه گربه‌ها)، همچنین افراد و اشیاء با رنگ‌های ‏اشباع‌شده و با سبکی متمایز، در آثار سیمر رافع به تصویر درآمده‌اند. ‏

او تابلوی نگهبانان شب را تنها یک سال پس از فارغ التحصیلی‌اش از ‏دبیرستان (۱۹۴۳) كشيد و به‌خاطر آن مدال طلای بهترین دانش‌آموز نقاش را ‏از وزارت آموزش و پرورش دریافت کرد.‏

هنگام دریافت این مدال یک سال از تحصیل رافع در دانشگاه هنرهای زیبای مصر، زیر نظر حسین بیکار (نقاش مصریِ ترک‌تبار)، می‌گذشت. او ‏همچنین نزد حسین یوسف امین، هنرمند و استاد نقاشی، آموزش دید و تنها پس از ‏یک سال از کشیدن این تابلو و چند ماه قبل از نوزدهمین سالگرد تولدش در نمایشگاهی ‏همراه با گروه هنری «هنر و آزادی» شرکت کرد. ‏

سمیر رافع در سال ۱۹۴۰ برای ادامه‌ی تحصیل در مقطع دکترا به فرانسه رفت و ‏هرگز به مصر بازنگشت. او در سال ۱۹۴۶ گروه «هنرهای معاصر» را تأسیس کرد.‏

گربه‌ی سفید


محمود سعید، گربه‌ی سفید، 1948، مؤسسه‌ی هنری بارجیل

در این تابلو گربه‌ی سفیدی در یک روز شلوغ در ساحل اسکندریه دیده می‌شود. میان رنگ گربه و لباس کارگران و ملوانان هماهنگی وجود ‏دارد. همه‌ی آن‌ها سفید هستند. ‏

این گربه‌ شبیه به گربه‌های مصر باستان است؛ با چشمانی ‏زیبا و آرایش‌شده، طوری که در زیبایی و آرایش به زنان محجبه‌ی اطرافش ‏شبیه است. جالب اینکه در این تابلو با وجود شلوغیِ محیط اطراف تمرکز روی اين گربه‌ی ‏زیباست.‏

محمود سعید (۱۹۶۴ – ۱۸۹۷) قاضیِ اهل اسکندریه‌ی مصر و هنرمندى ‏مدرن بود. او در خانواده‌اى ثروتمند در مصر به دنیا آمد. پدرش نخست‌وزیر مصر ‏و خواهرزاده‌اش «فریده» ملکه‌ی مصر بود. سعید در رشته‌ی حقوق تحصیل کرد و ‏وکیل شد، اما به‌دلیل علاقه‌ی شخصی به نقاشی روی آورد و در مؤسسه‌ی ‏جولیان در پاریس نقاشی را یاد گرفت.‏

اگرچه او هنر را حرفه‌ای دنبال نکرد، اما آثارش به‌عنوان نقطه‌ی عطفی ‏در آغاز مدرنیسم در مصر ارزشمند است.‏ آثار محمود سعید با ویژگی گرافیکی خاص‌شان و به‌تصویر کشیدن سوژه‌ها، پرتره‌ها و صحنه‌هایی از زندگی سنتی مصری شناخته می‌شوند. در نقاشی‌های پرجنب‌وجوش و سرشار از زندگی سعید تصاویر زیبایی از شهر محبوبش اسکندریه، ‏تصاویر اشرافی، زرق‌و‌برق زنان مصری و مناظر خیره‌کننده‌ای از سفرهای ‏او دیده می‌شود.‏

گربه‌ی خیره

   

 حامد عویس، زنی نشسته، 1935‏                               حامد عویس، دختر و گربه، تاریخ: نامعلوم

در تابلوی سمت راست گربه‌اى سفید پشت صاحبش نشسته و در تابلوی سمت چپ گربه‌ی ‏سیاهی در آغوش صاحبش قرار گرفته است. ‏هر دو گربه در منزلی با دکوراسیونی زیبا، دیوارهایی منقش و گلدان‌هایی ‏روی میز چوبی به چشم می‌آیند. آنچه در هر دو تابلو جلب ‏توجه می‌کند این است که هر دو زن جوان در آرامش نشسته و به اطراف ‏خود به‌شکل متفاوتی نگاه می‌کنند (یکی با نگاهى جدى و دیگری با نگاهی ‏محبت‌آمیز به گربه‌ى در آغوشش)، اما گربه‌ها آن‌چنان خیره شده‌اند که گویی ‏متوجه نقاشی از خودشان شده‌اند.‏

محمد حامد عویس (۲۰۱۱ – ۱۹۱۹) از پیشگامان رئالیسم اجتماعی در نقاشی ‏مصر بود. او در ابتدا یک کارگر معدن بود، اما پس از آنکه به نقاشی علاقمند شد ‏کار خود را رها کرد و به تحصیل در دانشکده‌ی هنرهای زیبای مصر پرداخت و ‏نزد یوسف العفیفی، از معلمان و منتقدان معروف، و در کنار هنرمندانی همچون ‏جاذبیه سری، جمال السجینی، زینب عبدالحمید، صلاح یسری و یوسف سیدا ‏آموزش دید.‏

این هنرمندان همگی مخالف سوررئالیسم بودند. بعدها عویس دلیل این ‏مخالفت را چنین بیان کرد: «این نوع هنر در اصل عصیان بود، یا به عبارتی دیگر، هنری بود که هدفش آگاهی مردم نبود».‏

حامد عویس تصاویر زنده‌ای از زندگی در مصر و همچنین ایدئولوژی‌های ‏اجتماعی و سیاسی را به شیوه‌ی متفاوت و قابل فهمی به تصویر می‌کشید.‏ او از سویی تحت تأثیر هنرمندان رئالیستی چون محمود سعید و از سویی ‏دیگر تحت تأثیر هنرمندان مدرن اروپایی همچون ماتیس و پیکاسو، و ‏نقاشان رئالیسم اجتماعی مکزیک همچون دیه‌گو ریورا و داوید آلفارو سی‌که‌ایروس ‏بود.‏

مرد و گربه

        

 عبدالهادی الجزار، پیش‌گو، 1953‏            عبدالهادی الجزار، مرد و گربه، 1956‏     

در اولین تابلو گربه‌ى سیاه کوچکی در سایه‌ی مرد پیش‌گو کمین کرده و ‏پشت‌سرش را نگاه می‌کند. در تابلوی دوم گربه‌ى سياه پشمالويي در کنار ‏صاحبش، منتقد هنری معروف «ایمی آزار‎‏»، نشسته و هر دو به روبه‌رو خیره ‏شده‌اند. در این تابلو شخصیت‌های افسرده با ویژگی‌هایى ظریف و اغراق‌آمیز، و با رنگ‌هایى عمیق و خاکی، و منعکس‌کننده‌ی احساسى جدی و مبهم به تصویر ‏کشیده شده‌اند.‏

عبدالهادی الجزار از بزرگ‌ترین هنرمندان مصری است. او در اسکندریه به دنیا ‏آمد و همراه خانواده‌اش به قاهره رفت. پدرش پژوهشگر اسلامی دانشگاه ال‏ازهر بود. او هم در قاهره پزشکی خواند، اما طولی نکشید که ‏پزشکی را رها کرد. در سال ۱۹۴۵ وارد دانشکده هنرهای زیبا شد و در ‏کنار سمیر رافع، حامد ندا و دیگر معاصرانش به یادگیری هنر پرداخت. ‏عبدالهادی الجزار با همکاری سمير رافع گروه «هنرهای معاصر» را تاسیس ‏کردند.‏

با ظهور اسلام نگاه منفی به گربه‌ها تغییر کرد؛ زیرا پیامبر به گربه‌ها علاقه‌‌مند بود و ‏داستان‌ها و روایت‌های بسیاری درباره‌ی علاقه‌اش به گربه نقل شده است

الجزار در آثارش به موضوعات مختلفی از جمله مسائل دینی، آداب و رسوم ‏مصر، تصوف و سایر موضوعاتی که برگرفته از محیط اطرافش بود پرداخت.‏

او با زبانی خاص و با استفاده از عناصر ‏مناظر شهری قاهره و نمادهای مذهبیِ فرهنگ عامه، از نقاشی برای بیان انتقادات سیاسی و اجتماعی استفاده می‌کرد. آثار بعدی الجزار بازتاب روشن و ظریفى از ‏انتقادات سیاسی هستند که در قالب ‏موضوعاتی مانند فضا، فناوری و پیشرفت بیان شده‌اند.

زندگی هنرى كوتاه الجزار موضوعات مختلفی را در برگرفت و تاثیر عمیقی بر ‏معاصرانش و نسل بعدی هنرمندان داشت.‏

استراحت


انجی افلاطون، استراحت، دهه پنجاه میلادی

گربه‌ی زیبا و لطیفی در آغوش مرد تکیه داده است. هرچند صاحب گربه لباس ‏بیرون به تن کرده، اما روی تختش لم داده و در حال خواندن روزنامه ‏است. نقاش با استفاده از رنگ‌های روشن روح زندگی را در تابلوی خود دمیده ‏و تصویری از حالت استراحت در منزل را به تصویر کشیده است.‏

انجی افلاطون (۱۹۲۴ – ۱۹۸۹)، نقاش مصری، فعال فمینیست و سیاستمدار ‏بود. او از پرچمداران هنر مدرن مصر بود. هرچند انجی در خانواده‌ای فرانسه‌زبان و اشرافی متولد شد، اما در تابلوهایش دغدغه‌ها و مسائل دهقانان و طبقه‌ کارگر را بیان می‌کرد.‏

انجی به مسائل زنان مصری، مبارزات آنان و ابعاد مختلف زندگی‌شان پرداخت. ‏آثار اولیه‌ی او جلوه‌های سوررئالى داشت که نتیجه‌ی مستقیم آموزش‌دیدن او نزد کامل التلمسانی، هنرمند ‏و کارگردان مصری، و عضویتش در گروه «هنر و آزادی» بود. انجی در نتیجه‌ی ‏فعالیت سیاسی‌اش به پنج سال زندان محکوم شد. او در زندان نقاشی می‌کرد و ‏پس از آزادی نیزبا ادامه‌ی مسیر هنری خود به سمت نقاشی‌های لطیف‌تر ‏و روشن‌تر رفت که نشان‌دهنده‌ی علاقه‌ی او به نور بود.‏

پس زمینه‌ی هندسی


جواد سلیم، خواب نیمروز، دهه پنجاه میلادی، موزه عربی هنرهای ‏مدرن

این تابلو با رنگ‌های روشنش، روزی گرم و آفتابی را روایت می‌کند که در آن ‏گربه‌ای قهوه‌ای در کنار پاهای صاحبش به روبه‌رو خیره شده است. صاحب ‏گربه در گوشه‌ای رنگی و در آرامش زیر نخل خوابیده است. ‏گربه بیدار است، مستقیم به جلو نگاه می‌کند و در حالت نگهبانی نشسته است. در ‏این نقاشی که با دقت ترکیب‌بندی شده، رنگ‌های پاستیلی روشن و رنگ‌های مات در ‏کنار هم قرار گرفته‌اند و شکل‌های کم‌رنگی را در پس‌زمینه‌ی الگوهای هندسی به ‏تصویر می‌کشند.‏

جواد سلیم (۱۹۶۱ – ۱۹۱۹) نقاش و مجسمه‌ساز عراقیِ تاثيرگذار و معروفی ‏بود. او را بنیانگذار هنر مدرن در عراق می‌دانند. سلیم در آنکارا به دنیا آمد و در ‏سال ۱۹۲۱ همراه خانواده‌ى هنرمندش به بغداد بازگشت. سلیم با وجود علاقه‌ى ‏مادرش به پزشک‌شدن او همیشه دوست داشت هنرمند شود و در نهایت ‏با تلاش خود توانست بورسیه‌ی تحصیل در پاریس و رم را در رشته‌ی هنر به دست ‏آورد. تحصیل سلیم در هر دو شهر به‌دلیل جنگ متوقف می‌شود و او ناچار به بغداد بازمی‌گردد.

جواد سلیم پس از پایان جنگ به لندن می‌رود و با پایان تحصیلاتش دوباره به ‏بغداد برمی‌گردد تا به‌عنوان استاد و رئیس گروه مجسمه‌سازی در مرکز هنرهای ‏زیبا مشغول به کار شود. او در سال ۱۹۵۱ گروه «هنر مدرن بغداد» را تاسیس می‌کند ‏و همراه این گروه و انجمن هنرمندان عراقی در چندین نمایشگاه بین‌المللی در بغداد، بیروت و شهرهای مختلف آمریکا شرکت می‌کند.‏

او از اولين هنرمندانی بود که در آثارش به میراث فرهنگی پرداخت و ‏توانست سبک عراقی متفاوتی را ایجاد کند که بعدها توسط اعضای گروه هنر مدرن بغداد «الهام گرفتن از میراث» نام گرفت.

گربه و زنانگی


جاذبیه سری، گربه و زنانگی، 1960‏

در نقاشی‌ای که بیشتر به رویا شبیه است، گربه‌ى خاکستری زیبایی به بالا ‏نگاه می‌کند. در کنار آن صاحبش که زنی عریان است، همچون گربه‌‌اش آرام ‏روی پارچه‌ای دراز کشیده است. رنگ‌های زنده، اشکال انتزاعی و قلم‌مو‌زنی‌‏های نرم، زیبایی زنانه را در سبکی خاص روایت می‌کند.‏

جاذبیه سری (متولد ۱۹۲۵)، هنرمند مشهور مصری، از جمله زنان هنرمند دهه‌ی ۵۰ میلادی و معاصر جمال عبدالناصر بود. كارهاى او دربرگیرنده‌ی تحولات هنری، ‏اجتماعی و سیاسی بسیاری بود. جاذبیه در مرکز عالی آموزش هنر براى معلمان ‏‏که امروزه دانشکده‌ى آموزش هنر دانشگاه حلوان نام دارد، تحصیل کرد و بورسيه‌هايى برای ادامه‌ی تحصیل در کنار مارسل گرومر در پاریس، آکادمی مصرى در ‏رم و مدرسه‌ی اسلید در لندن دریافت کرد. ‏

او در دهه‌های پنجاه و شصت میلادی از تکنیک‌های نقاشی‌های مقبره‌های ‏فرعونی و نقاشى‌هاى کلاسیک قبطیان مصر، و همچنین از سنگ‌نگاری در نمایش چهره‌ها و ‏ترسیم خطوط به رنگ سیاه استفاده می‌کرد. جاذبیه سری همچنان در قید حیات ‏است و در زمینه‌ی هنر فعاليت مى‌كند. او هم‌اکنون در شهر زمالک مصر زندگی می‌کند.

زن و گربه سیاه‌اش


فاتح المدرس، زن و گربه سیاه‌اش، 1962‏

در تابلو زنی غمگین نشسته که با جدیت به روبه‌رو نگاه می‌کند و گربه‌ی ‏سیاه بزرگش را در دست دارد. گربه هم با چشمان قرمز روشن، که شکلی ‏انتزاعی دارند، خیره شده است. زن مربع‌شکل و گربه‌ی سیاهش به سبک خاصى ترسيم ‏شده‌اند.‏ این تابلو بازتابی از سبک خاص فاتح المدرس است.

فاتح المدرس (۱۹۲۲ – ۱۹۹۹) هنرمندی مدرن و سوررئالیستی سوری است. او ‏فارغ‌التحصیل آکادمی هنرهای زیبای رم و مدرسه‌ی هنرهای زیبای پاریس است. فاتح ‏پس از فارغ التحصیلی نزد وهبی الحریری، نقاش سبک نئوکلاسیک، در سوریه ‏کارآموزی کرد. پس از آن به عنوان استاد در دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه ‏دمشق مشغول به كار شد. او در آثارش به موضوعات سیاسی و ‏مسائل منطقه، از جمله جنگ داخلی لبنان، پرداخت.‏

گربه‌ی مصری


مارگاریت نخله، گربه‌ی مصری، 1965‏

گربه‌ی سیاه بزرگى که دُمش را دور خودش پیچیده در سایه‌ی درختی نشسته ‏است. رنگ سیاه گربه و چشمان خاکستری‌اش روی زمینه‌ی آبی یادآور گربه‌های ‏باستان و نمایان‌گر سبک خاص نقاش مصری‌اش است.‏

مارگاریت نخله (۱۹۰۸–۱۹۷۷) هنرمندى مصری و از بنیانگذاران جنبش ‏مدرنیته در مصر بود. او در دانشکده‌ی هنرهای زیبای قاهره و مدرسه‌ی ملی ‏هنرهای زیبای پاریس تحصیل کرد. نخله نقاش و معلم بود و در اسکندریه، ‏پاریس، قاهره و پورت سعید سکونت داشت.‏

نخله سبک خود را «هنر عامیانه» ناميد و تصاویری جذاب از جنبه‌های مختلف ‏زندگی مصری توليد كرد.‏

گربه و مرد پیشگو

   

حامد ندا، مرد و گربه، 1947                ‏ حامد ندا، گربه و مرد پیش‌گو، 1989، مؤسسه‌ی هنری بارجیل

در اتاقی بزرگ و رنگ‌ورو‌رفته گربه‌‌‌ی سفیدى روی یک صندلی نشسته و ‏از گوشه‌ی چشمش به بالا نگاه می‌کند. صاحبش پشت سرش نشسته و به زمین نگاه ‏می‌کند.‏

در تابلوی دوم گربه‌ی سبیل‌سیاهى روی زمین نشسته و مستقیم به جلو نگاه می‌‏کند، در حالی که صاحبش بر صندلی تکیه کرده و دستش را روی سرش گذاشته ‏است. این دو گربه با زبان بصریِ سوررئال، به سبک معمول حامد ندا، به تصویر ‏کشیده شده‌اند.‏

حامد ندا (۱۹۹۰–۱۹۲۴) از نخستین هنرمندان معاصر مصر بود. او نزد ‏حسین یوسف امین، هنرمند و مدرس هنر، آموزش دید و با احمد صبری و یوسف ‏کامل در دانشکده‌ی هنرهای زیبای قاهره هم‌دوره بود. ندا در آکادمی سلطنتی سان ‏فرناندوی مادرید نیز به تحصیل در رشته‌ی نقاشی دیواری مشغول شد.

او به همراه عبدالهادی الجزار، ماهر رائف و کمال یوسف از اعضای فعال ‏گروه «هنرهای معاصر مصر» بود. آثار او روایتی از دوران زندگی‌اش در محله‌ی «سیده زینب» ‏قاهره هستند. حامد ندا در این آثار گوشه‌هایی از زندگی روزانه‌ی مصرى‌ها را با ترکیب ‏نمادهای سیاسی، اجتماعی و خرافات به‌شکل خاصی به تصویر کشیده است.‏

إظهار التعليقات
Website by WhiteBeard