چرا لبخند در تاریخ هنر عرب کمیاب است؟

السبت 6 نوفمبر 202101:53 م

لبخند ساده‌ترین راه برای سلام گفتن است. درودی‌ست که نشان از رفتار مودبانه دارد و معمولا با ‏تعارف همراه است. لبخند زدن نوعی ارتباط است که از زبان‌ها، فرهنگ‌ها و پس‌زمینه‌ها فراتر ‏می‌رود. نویسندگان جهان در ستایشِ لبخند نوشته‌اند؛ شکسپیر در «اتلو» می‌نویسد «آنکه دزدیده شده، با ‏لبخندش چیزی از دزد می‌دزدد».

مارک‌ تواین می‌گوید «هیچ وقت از چیزی که شما را خندانده پشیمان ‏نشوید». در بند پانزدهم باب سی‌ام از «امثال سلیمان» در انجیل عهد عتیق آمده که «چهره‌ی خوشحال، ‏شادی به قلب می‌آورد» و در آموزه‌های اسلامی نیز لبخند نوعی عبادت است و از سنت‌های پیامبر؛ از ‏او چنین نقل شده که «تبسم تو در چهره‌ی برادرت صدقه است».‏

در فرهنگ عامه لبخند‌زدن شکلی از ابراز علاقه محسوب می‌شود. ترانه‌ها و شعرهای زیادی در ستایش ‏لبخند سروده شده‌اند، ازجمله ایلیا ابوماضی، شاعر لبنانی، که می‌نویسد «تا بین مردگان و تو فاصله ‏هست لبخند بزن، بعد از آن دیگر لبخند نخواهی زد».

سید قطب مصری هم می‌گوید «تو جز برای ‏لبخند آفریده نشدی» و با این توصیه به شعرش خاتمه می‌دهد که «هر طور می‌خواهی بخند و لذت ‏ببر».‏ در سینمای عرب هم چندین فیلم با محوریت لبخند ساخته شده‌اند، ازجمله فیلم «خون، اشک و لبخندم»، ‏فیلم «بخند عکس قشنگ بشه» و فیلم «رنج روی لب‌های خندان».‏

پس چرا لبخند در تاریخ هنر عرب کمیاب است؟

لبخندها در تاریخ هنر کمیاب هستند. نیکولاس جیوز در مقاله‌ی «جدی و شوخی؛ لبخند در پرتره» با ‏بررسی تاریخ لبخند، از تابلوی مونالیزای داوینچی گرفته تا نقاشی‌های کاراواجو و عکس‌های الکساندر ‏گارنر از چهره‌ی آبراهام لینکلن، می‌نویسد: «در تاریخِ بلند پرتره، برای لبخندِ گشوده چه‌بسیار ابروها ‏درهم کشیده‌اند». او دهان را یک محل نزاع جدی در تاریخ پرتره توصیف می‌کند، «یک کشمکش مدام ‏بین جدی‌ بودن و لبخند زدن».‏

مناطق مختلف جهان عرب برای مدتی طولانی عرصه‌ی آشوب‌های سیاسی، جنگ‌ها، درگیری‌ها و ‏انقلاب‌هایی بوده‌ که منجر به دست‌وپنجه نرم کردن هنرمندان عرب با مشکلاتی جدی شده‌‌اند. در نتیجه، ‏پرتره‌ی بسیاری از سوژه‌ها با حالتی پکر و غمگین تصویر شده‌‌ تا بازتابی از زمینه‌ها و شرایط ‏متفاوتشان باشد

جولیا فیوره نظرگاه جذابی را درباره‌ی این موضوع در مقاله‌‌ی «چرا لبخندها در تاریخ هنر کمیاب ‏هستند؟» ارائه می‌کند. او می‌نویسد «شاید در نگاه اول این‌طور به نظر برسد که غربی‌های قرن‌های ‏گذشته از لبخند زدن در پرتره خودداری می‌کردند تا دندان‌های زشتشان را نشان ندهند. اما در واقع، ‏بهداشت ضعیف دهان آن‌قدر در آن دوران رایج بود که ناقض جذابیت محسوب نمی‌شد».‏ مطالعه‌ی مقاله‌ی جولیا فیوره که به بررسی‌های نیکولاس جیوز درباره‌ی کمیابیِ لبخند در تاریخ هنر ‏غرب می‌پردازد، من را برآن داشت تا به‌دنبال دلایل احتمالی این کمیابی در جهان عرب بگردم.‏

‎خنده‌ی بی‌دلیل بی‌ادبی‌‌ست

ضر‌ب‌المثل‌هایی وجود دارند که خنده را نفی می‌کنند. یکی از مشهورترینِ این ضرب‌المثل‌ها در زبان ‏عربی می‌گوید «خنده‌ی بی‌دلیل بی‌ادبی‌ست». بچه‌هایی که می‌خندند را با این جمله توبیخ می‌کنند. خنده ‏و لبخند به‌ویژه نزد افراد مسن و در مکان‌های رسمی، معمولا بی‌احترامی محسوب می‌شود. همچنین ‏اعتقادی وجود دارد مبنی بر اینکه خنده با خودش شر می‌آورد و هستند افراد بدبینی که اغلب بعد از ‏خندیدن دعایی می‌خوانند تا مبادا خنده‌‌‌هایشان بدیُمنی بیاورد.‏ اینکه این باورها تا چه زمانی رنگ‌وبوی حقیقت به خود گرفته‌اند چندان روشن نیست، اما می‌توانند در ‏توضیحِ نگرش‌ها به لبخند و پرهیز از آن در پرتره‌ها به‌کار بیایند.‏


‏ «دختر در لباس صورتی» (۱۹۴۵) و «همسرم با شال سبز »(۱۹۲۴)، محمود سعید

محمود سعید (مصر، ۱۹۶۴-۱۸۹۷) در بیشتر آثار پرتره‌اش سو‌ژه‌های عمیقا بیانگر و البته‌ بی‌لبخند را ‏به تصویر می‌کشد؛ تابلوهای «همسرم با شال سبز» و «دختر در لباس صورتی» نیز از این قاعده‌ ‏مستثنا نیستند.‏


پرتره‌ی یک دختر ( دهه‌ی ۱۹۵۰) و باغبان (۱۹۵۰)، جواد سلیم

جواد سلیم (عراق، ۱۹۶۱-۱۹۱۹) هم سوژه‌های متعدد چشم‌نوازی را کشیده که لبخند به لب ندارند. در ‏تابلوی «پرتره‌ی یک دختر» دختربچه‌‌ای در حال‌وهوایی مرموز و کسالت‌بار با دقت به روبه‌رویش نگاه ‏می‌کند. پرتره‌ی «باغبان» نیز فیگوری تلطیف‌شده و احساسی را با چشمانی عمیقا گویا و بیانگر نشان ‏می‌دهد.‏

فرآیند طولانی و طاقت‌فرسای نشستن برای یک پرتره

این روزها لبخند زدن و سلفی گرفتن چند ثانیه بیشتر طول نمی‌کشد، اما نشستن روبه‌روی یک نقاش که ‏می‌خواهد پرتره‌ی شما را بکشد فرآیندی طولانی و طاقت‌فرسا برای هر دو طرف است. این فرآیند ‏بستگی به کاری دارد که نقاش می‌خواهد بکند، اما در بیشتر موارد باید در یک حالت برای مدتی ‏طولانی بنشینید و غیرممکن است بتوانید لبخندی را برای چنین مدت‌زمانی بر لبانتان نگه دارید. اغلب ‏اوقات سوژه حالتی را انتخاب می‌کند که بدنش راحت و طبیعی باشد تا بتواند ساعت‌های طولانی بدون ‏بی‌قراری بنشیند.‏


نمایی از فیلم، صبری راغب در حال کشیدن پرتره‌ی احسان عبدالقدوس (۱۹۸۳)، پرتره احسان ‏عبدالقدوس (۱۹۸۶)‏

در نمایی از یک برنامه‌ در تلویزیون دولتی مصر صبری راغب (مصر، ۲۰۰۰-۱۹۲۰) در حال ‏کشیدن پرتره‌‌ی احسان عبدالقدوس -نویسنده، روزنامه‌نگار، رمان‌نویس و سردبیر روزنامه‌های مصری ‏الاخبار و الاهرام- در سال ۱۹۸۳ نشان داده شده است. عبدالقدوس که در طول این جلسه سیگار می‌کشد ‏و تا حدودی تکان نیز می‌خورد، در حالتی راحت و موقعیتی طبیعی نشسته است. اینکه تاریخ پایان ‏نقاشی سال ۱۹۸۶ است نشان می‌دهد احتمالا زمان زیادی طول کشیده تا هنرمند کارش را به اتمام ‏برساند.‏


حسین بیکار در حال کشیدن یک پرتره (۱۹۸۳)، «بدون عنوان» (۱۹۷۳)‏

حسین بیکار (مصر، ۲۰۰۲-۱۹۱۳) در نمایی از یک فیلم کوتاه، که در تلویزیون دولتی مصر پخش ‏شده، در حال کشیدن یک پرتره با پاستل است. در طول جلسه‌ی نقاشی، سوژه به‌طور واضحی مضطرب ‏است و به‌نظر می‌رسد برای بی‌حرکت نشستن تحت فشار باشد، اما در کمال تعجب، بیکار می‌تواند ‏چهره‌ی او را بکشد. کارهای حسین بیکار تجربه‌های متنوعی در سبک‌های مختلف را شامل می‌شوند. ‏او پرتره‌های بسیاری کشیده که بیشترشان چهره‌هایی جدی را نمایش می‌دهند.‏

نقاشی بدون لبخند، امکانی بیشتر برای بیان خلاقانه

وقتی پرتره‌ی فردی که لبخند می‌زند را می‌بینید، بی‌درنگ جذب لبخندش می‌شوید. او می‌تواند حالتی ‏شرورانه، پوزخند یا رفتاری هشیارانه داشته باشد، اما پرتره‌‌‌ی یک سوژه‌ی لبخندبه‌لب محدودیت‌هایی ‏برای ترسیم عمق شخصیت به‌‌همراه دارد. یک چهره‌ی خیره یا حالتی مبهم می‌تواند حال‌وهوایی مرموز ‏ایجاد کند و ابعاد مختلف شخصیتِ سوژه را آماده برای تفسیر نشان دهد.‏


«کافه مراکشی» (۱۹۶۴) اثر عبدالعزیز القرجی، پرتره‌ی خانوادگی (۱۹۶۲) اثر زبیر ترکی

در این تابلوهای رنگارنگ تونسی، زبیر ترکی (تونس، ۲۰۰۹-۱۹۲۴) پرتره‌ای خانوادگی با چهره‌هایی ‏سرد کشیده که کوچک‌ترین ویژگی‌های شخصیتی هر یک از اعضای خانواده را نشان می‌دهد. از سویی ‏دیگر، عبدالعزیز القرجی (تونس، ۲۰۰۸-۱۹۲۸) مجلس موسیقی پرجنب‌وجوشی را تصویر کرده که ‏تمام حاضران را غرق در دنیای خودشان نشان می‌دهد. در نگاه اول، زاویه‌ی سبیل یکی از حاضران ‏این‌طور به‌ نظر می‌رساند که لبخندی بر لب دارد، اما چشمان او همچون دیگران خیره به روبه‌روی ‏خویش است.‏


‏«تهیه‌ی عود - مراسم زار» (۲۰۱۵) و «بدون عنوان» (۲۰۱۵)، کماله ابراهیم اسحاق

در این برش‌ها از تابلوی «تهیه‌ی عود - مراسم زار» و تابلو «بدون عنوان» کماله ابراهیم اسحاق ‏‏(سودان، متولد ۱۹۳۹)، چهره‌ی زنان کج‌ومعوج شده و دهان‌هایشان با حالت‌های مختلفی پیچ خورده تا ‏انبوهی از احساسات و حالت‌های روانی را، با سبک خاص کارهای اسحاق، بازتاب دهند.‏

سوژه‌های جدی و حالت‌های محزون

مناطق مختلف جهان عرب برای مدتی طولانی عرصه‌ی آشوب‌های سیاسی، جنگ‌ها، درگیری‌ها و ‏انقلاب‌هایی بوده‌ که منجر به دست‌وپنجه نرم کردن هنرمندان عرب با مشکلاتی جدی شده‌‌اند. در نتیجه، ‏پرتره‌ی بسیاری از سوژه‌ها با حالتی پکر و غمگین تصویر شده‌‌ تا بازتابی از زمینه‌ها و شرایط ‏متفاوتشان باشد.‏


‏«رویاهای زندانی» (۱۹۶۱، از مجموعه‌ی بنیاد هنری بارجیل) و «در زندان زنان» (۱۹۶۰)، انجی ‏افلاطون

انجى افلاطون (مصر، ۱۹۸۹-۱۹۲۴) در مجموعه‌ نقاشی‌های زندانش شرایط تیره‌وتار دوران حبس ‏خودش را تصویر کرده است. نقاشی‌های افلاطون معمولا مبارزه‌ها و موضوع‌های سیاسی جامعه‌ی ‏مصر را بازتاب می‌دهند، در نتیجه، بیشتر سوژه‌ها در کارهای او خموده و بی‌لبخند ظاهر می‌شوند.‏


‏«گدا در حال استراحت» (۱۹۷۴) و «آنچه بعد رخ داد» (۱۹۶۵)، لؤى کیالی

لؤی کیالی (سوریه، ۱۹۷۸-۱۹۳۴) نیز از شرایط اجتماعی و سیاسی اطرافش الهام می‌گرفت. او ‏فیگورهای منفرد متعددی نقاشی کرد، ازجمله همین گدای در حال استراحت که خسته به‌ نظر می‌رسد و ‏با ابروهایی درهم‌کشیده خوابش برده است. او در یک نقاشی قدیمی‌تر به نام «آنچه بعد رخ داد» چند ‏پناهجوی فلسطینی را کشیده است؛ سوژه‌هایی که تیره‌روز، رنجور، پابرهنه و از‌هم‌گسیخته تصویر ‏شده‌اند.‏

جدی گرفته شدن

عمر دانشگاه‌های هنر مدرن در جهان عرب، برخلاف دانشگاه‌های هنر در غرب، از میانه‌های قرن ‏نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی آغاز شده است. شاهزاده یوسف کمال، حامی و علاقه‌مند هنرها و ‏عضوی از خاندان سلطنتی مصر، مدرسه‌‌ی هنرهای زیبای قاهره را در سال ۱۹۰۸، هنگامی که نقاشی ‏در منطقه همچنان در چارچوب سبک سنتی عثمانی کشیده می‌شد، تاسیس کرد.‏

وقتی پرتره‌ی فردی که لبخند می‌زند را می‌بینید، بی‌درنگ جذب لبخندش می‌شوید. او می‌تواند حالتی ‏شرورانه، پوزخند یا رفتاری هشیارانه داشته باشد، اما پرتره‌‌‌ی یک سوژه‌ی لبخندبه‌لب محدودیت‌هایی ‏برای ترسیم عمق شخصیت به‌‌همراه دارد

مدرسه‌ی «هنر در تونس» که در سال ۱۹۲۳ گشایش یافت، اولین مدرسه‌ی هنر در شمال آفریقا بود. ‏این در حالی بود که بیشتر هنرمندان در عراق، اردن و فلسطین به‌دلیل شرایط شغلی خودآموخته بودند. ‏بیشتر کشورهای عربی در میانه‌ی قرن بیستم میلادی از حکومت‌های استعماری فرانسه و بریتانیا ‏استقلال پیدا کردند و این راه توسعه‌ی جنبش‌های هنر مدرن در جهان عرب را هموار کرد. با گسترش ‏این جنبش‌ها، جدی‌ گرفته‌شدن به‌عنوان هنرمند سخت شد. هنرمند برای آنکه جدی گرفته شود باید ‏سوژه‌های جدی می‌کشید.‏


‏«بدون عنوان» (۱۹۶۷) و «اولین استادم جرج علی‌اف» (۱۹۶۰)، مهنا الدره

‏ مهنا الدره (اردن، ۲۰۲۱-۱۹۳۸) سبک‌های هنری مختلفی را از خلال آثارش تجربه کرد و کارهایی ‏کشید که خلق‌وخوی او را بازتاب می‌دادند. پرتره‌های او مملو از احساس هستند و بیشتر سوژه‌هایش ‏عمیقا در تفکر و بی‌لبخند تصویر شده‌اند.‏

‏«خودنگاره» (۱۹۶۷) اثر أوغيت الخورى كالان، «خودنگاره» (۱۹۴۳) اثر سلوى روضه شقير

این خودنگاره‌های زنان هنرمند پیشروی لبنانی، سلوى روضه شقير (لبنان، ۲۰۱۷-۱۹۱۶) و أوغيت ‏الخورى كالان (لبنان، ۲۰۱۹-۱۹۳۱)، نگاه خیره‌ی جدی آن‌ها را نشان می‌دهند. در تاریخ هنر و نسبت ‏به هنرمندان مرد، زنان هنرمندِ اندک‌شماری در طول زندگی خود موفق بوده و به شهرت رسیده‌اند. ‏چهره‌های جدی شقیر و کالان می‌تواند بازتابی از عزم و اراده‌ی آن‌ها باشد.‏

ظهور عکاسی و پیدایش لبخند

با ظهور عکاسی در میانه‌ی قرن نوزدهم میلادی گنجاندن لبخند در پرتره آسان‌تر شد. جولیا فیوره با ‏اشاره به این نکته می‌نویسد «لبخند تبدیل به قسمت استاندارد پرتره شد». به‌هرترتیب در جهان عرب ‏مدت‌زمانی طول کشید تا لبخند تبدیل به ویژگی مطلوبی در پرتره‌ شود. مردم ژست‌های جدی می‌گرفتند ‏تا محترم به نظر بیایند. در سریال تاریخی «اهو ده اللى صار» (روزی روزگاری) محصول سال ‏‏۲۰۱۹، بسیاری از افراد در اسکندریه‌ی قرن نوزدهم میلادی علاقه‌مند هستند در استودیوهای محلی و با ‏چهره‌ای خیره عکس بندازند، چون دلشان می‌خواهد آیندگان که عکس آن‌ها را در نبودشان می‌بینند فکر ‏کنند این‌ها آدم‌های جدی و مهمی بوده‌اند، نه ناچیز و بی‌اهمیت.‏


عکس‌ها از مجموعه‌ی یاسر الوان در آرشیو عکس «عکاسه» در دانشگاه نیویورک ابوظبی

در این عکس‌های مجموعه‌ی یاسر الوان در آرشیو عکس «عکاسه‌»‌ی دانشگاه نیویورک ابوظبی، تمام ‏سوژه‌ها بی‌لبخند، شیک‌پوش، خیره به دوردست و به سبک مد روز آن‌ دوران در قاب ظاهر شده‌اند.‏

اما بعدها این وضعیت به‌تدریج تغییر کرد؛ تغییر مسیری که در فیلم «بخند عکس قشنگ بشه» نیز ‏نشان داده شده‌ است. در این فیلم شخصیت «سید» با بازی احمد زکی شغلش به‌عنوان عکاس را خیلی ‏جدی می‌گیرد و مردم از تمام اقشار و طبقه‌های اجتماعی به استودیوی سید می‌آیند تا او از آن‌ها عکاسی ‏کند. سید احساس مسئولیت زیادی برای تصویر کردنِ این افراد در بهترین شکل ممکنِ خودشان می‌کند ‏و از آن‌ها خواهش می‌کند لبخند بزنند تا عکس خوبی از آب دربیاید.‏

با تغییر ذائقه‌ به‌سبب رشد عکاسی، کم‌کم لبخند در نقاشی‌های پرتره‌ هم ظاهر شد؛ اگرچه در نمونه‌هایی ‏نادر و هنوز هم کم‌شمار.‏


‏«همسر آقای احمد مظلوم» (۱۹۳۶) و «زنی با موهای فر طلایی» (۱۹۳۳) اثر محمود سعید، «عایشه ‏کیالی» (۱۹۵۲) اثر ولؤى كيالى


‏«مهماندار هواپیما» (۱۹۹۵) اثر زبیر ترکی، «لویس عوض» (۱۹۸۵) اثر صبری راغب، «بدون ‏عنوان» (پسرها و هندوانه)‏

همان هنرمندانی که بیشتر پرتره‌هایشان بی‌لبخند هستند، لبخندهای درخشانی را نیز به روی بوم نقاشی ‏آورده‌اند؛ از پرتره‌‌های محمود سعید از زنان مصری گرفته تا پرتره‌‌ی لبخندبه‌لبی که لؤى كيالى کشیده، ‏همچنین پسران خندانِ هندوانه به‌دست در نقاشی جواد سلیم و مهماندار زیبای هواپیما در نقاشی زبیر ‏ترکی و پرتره‌ی صبری راغب از لبخند محترمانه‌ی لویس عوض.‏

جالب است که در تاریخ هنر، فارغ از زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی، لبخند عنصری کم‌یاب در پرتره ‏است. شاید این موضوع توضیحی برای این پرسش باشد که چرا گاهی قدم گذاشتن در یک موزه یا ‏گالری برای مردم ترسناک است. به هر حال، نگاهی دقیق‌تر می‌تواند خنده‌های از ته دل، پوزخندها، ‏نیش‌های باز و لبخندهای بسیاری را در تاریخ هنر عرب نشانمان دهد.‏

إظهار التعليقات
Website by WhiteBeard