نوال السعداوی، فمینیست عرب و شناکردن خلاف جهت آب

الخميس 5 أغسطس 202111:01 ص

نوال السعداوی الگوی زنده‌ی الهام، شجاعت و استقامت در دفاع از اندیشه‌های روشنفکرانه است. او بیست‌ویکم ماه مارس ۲۰۲۱ در نودسالگی درگذشت و از او میراث ارزشمندی باقی ماند که نتیجه‌ی اهداف والایش در جهت دفاع از آزادی و غنی‌کردن فرهنگ مصری و عربی است.

زندگی السعداوی همواره با مقابله و مبارزه همراه بود و مرگش نیز به صحنه‌ی رویارویی کاربران فضای مجازی در مصر تبدیل شد؛ کینه‌ورزی جاهلان، دشمنان آزادی، تندروها و تکفیری‌ها با نوال السعداوی و ابراز خوشحالی‌شان از مرگ او خشم جامعه‌ی فرهنگ‌دوست مصر و دنیای عرب را برانگیخت.

نوال السعداوی در سراسر زندگی‌اش در دریایی مواج شنا کرد، آن هم برخلاف جهت باد؛ بادِ مخالفی که می‌خواست جلوی حرکت اندیشه‌های نوال را بگیرد، اما هیچ‌گاه نتوانست او را از قلم‌فرسایی و مبارزه برای زن عرب بازدارد.

دختر خدا با اندیشه‌ی آزاد

«من دختر خدا هستم و اندیشه‌ام آزاد است»؛ این آخرین جمله‌ی‌ نوال السعداوی است که هجده ساعت پیش از مرگ او در صفحه‌ی شخصی‌‌ توئیترش منتشر شد، همراه با یک نشانی اینترنتی: فیلمی در یوتیوب درباره‌ی عزت‌نفس نوال السعداوی که به او قدرت می‌بخشید تا در رویارویی‌ها ایستادگی کند. فرهنگ‌دوستان مصری نیز با وام‌گرفتن از همین احساس عزت‌نفس و افتخار به نوال با کینه‌توزانِ شادمان از مرگ او مقابله کردند.



ولید علاءالدین، رمان‌نویس و روزنامه‌نگار مصری، پس از فوت نوال السعداوی در صفحه‌ی فیس‌بوک خود نوشت: «خبر درگذشت نوال السعداوی، ادیب، پژوهشگر و اندیشمند سزاوار تأمل، میزان علاقه‌ی مردم به خواندن تفکر و اندیشه‌ی نو را می‌سنجد؛ اندیشه‌ای که ساخته‌ی نوال بود (بدون نظرداشتن به آرای دیگران) و توانایی سامان‌دهی افکار را داشت ـ مطالعه‌ای که چنین نباشد، نه خودش و نه موضوعش، ارزشی نخواهد داشت.»

«همیشه به این فکر می‌کنم که اگر مسائل فکری مطرح‌شده توسط نوال السعداوی را یک مرد مطرح می‌کرد، آیا تا این حد بحث‌برانگیز می‌شد؟ از کار اخراجش می‌کردند و زندانی ‌می‌شد؟ مورد خشونت فکری و اجتماعی قرار می‌گرفت؟»

وی افزود: «واکنش کاربران فیس‌بوک (و نه بازدیدکنندگان) به خبر درگذشت نوال السعداوی آنان را طبقه‌بندی و سطح تفکرشان را نمایان کرد؛ انسان‌های جاهل و مغروری که تاکنون یک خط از آثار نوال السعداوی را نخوانده‌اند، کورکورانه و نسنجیده، تصور ذهنی برساخته از نوال را ارائه دادند: زن یا مقدس است یا نجس. اما خوانندگان اهل تعقل و تفکر در دام این تصور نیفتادند و توانستند شیطان‌ها و فرشته‌های باطنی نوال را همزمان ببینند. آنها توانستند زندگی پربار وی را با همه‌ی ابعاد مثبت و منفی‌اش به‌تصویر بکشند؛ باید علی‌رغم اختلاف‌نظر با نوال، سبک و روش آن زندگی را یاد بگیریم؛ خداوند بیامرزد نوال السعداوی را.»

دغدغه‌مند

دکتر محمود الضبع، رئیس اسبق مرکز کتاب‌ها و اسناد مصر، در گفت‌وگو با رصیف22 گفت: «همیشه به این فکر می‌کنم که اگر مسائل فکری مطرح‌شده توسط نوال السعداوی را یک مرد مطرح می‌کرد، آیا تا این حد بحث‌برانگیز می‌شد؟ از کار اخراجش می‌کردند و زندانی ‌می‌شد؟ مورد خشونت فکری و اجتماعی قرار می‌گرفت؟ به نظر می‌رسد مهم نیست این اندیشه از زبان یک زن شنیده شود یا یک مرد، بلکه مسئله‌ی اصلی به آگاهی جامعه‌ي عرب برمی‌گردد که همیشه نیازمند یک (شوک فکری) است تا به مسائل و مشکلات خود بپردازد و متوجه خطر آنها شود

وی افزود: «نوال السعداوی (خداوند او را بیامرزد) ازجمله افرادی بود که از ابتدا چندین شوک فکری به آگاهی جامعه وارد کرد و اکنون می‌توان تأثیرات مثبت تفکرش را بر مسائل بسیاری دید، همچون ختنه‌ی دختران و آزادی زنان. او مسائل زیادی را مطرح کرد که ملل عرب به آنها بی‌توجه بودند و تحت‌تأثیر تفکر السعداوی درصدد حلشان برآمدند. مسائل مطرح‌شده از سوی او هنوز هم محل بحث و جدلند و بالاخره در آینده به نتیجه خواهند رسید.»

مایه‌ی افتخار مصر

محمد سید عبدالرحیم، منتقد حوزه‌ی سینما، نوشت: «اگر فرانسه به سیمون دو بووار و آمریکا به گلوریا استاینم می‌بالد، پس مصر هم باید به نوال السعداوی افتخار کند؛ زیرا اگر او نبود، زن مصری باید همچنان در عصر تاریکی می‌زیست. بدون شک پیش از نوال السعداوی هم تلاش‌هایی شده بود، اما به‌قدری ضعیف که هیچگاه با بنیادهای موجد وضعیت اسفبار زن در مصر برخورد قاطعی نکرد. نوال هزاران نفر را به‌صورت مستقیم و میلیون‌ها نفر را که از نظریات، افکار و مبارزات او بهره جستند و اندیشه‌ی او را مطرح و سخنانش را نقل کردند، به‌صورت غیرمستقیم رها ساخت؛ مثلاً اگر نوال نبود هم‌اکنون حاکمیتْ ختنه‌ی دختران را جرم نمی‌دانست.»

خانم دکتر ماجده صالح، نخستین بالِرین (رقصنده‌ی باله) تاریخ مصر که اکنون در نیویورک اقامت دارد، در گفت‌وگو با رصیف 22 گفت: «دیدگاه نوال السعداوی همواره آغازگر راه زنان بود. او زنی دلیر، سرکش و الهام‌بخش بود که از اندیشه و خط‌مشی خود با شجاعت و قدرت دفاع کرد. به‌همین‌دلیل توانست همه‌ی آن پیروزی‌ها را محقق کند و به هرآنچه می‌خواست برسد و مسیری را برای پیروانش ترسیم کند.»

قهرمانی بانوی شجاع

داستان رمانتیک مبارزه‌ی دکتر نوال السعداوی از راه زشت و جاهلانه‌ای که رقیبانش برای مواجهه با او، چه در زمان حیاتش، چه پس از مرگش، پیشه گرفتند، کاملاً متفاوت بود. نوال یک پزشک مصری جوان بود که برای آغاز مبارزه‌ای سخت با هدف آزادی زنان مصر از اطراف ناحیه‌ی دلتای نیل مصر راهی پایتخت شد و کتاب‌های زیادی درباره‌ی جایگاه زن در اسلام نوشت و سال 1982 «انجمن همبستگی با زن عرب» را بنیاد نهاد. او در تأسیس نهاد عربی حقوق بشر نیز نقش داشت و از کشورهایی در سه قاره‌ی جهان دکترای افتخاری دریافت کرد.

سمیر درویش، شاعر و از اهالی روستای زادگاه نوال السعداوی، در گفت‌وگو با نشریه‌ي فرهنگی میریت، محیط پرورش‌یافتن آن زن شجاع را این‌گونه توصیف می‌کند: «نوال السعداوی در کفر طحله، روستایی بسیار کوچک از توابع شهر بنها که تنها یک خیابان و چند کوچه دارد، در خانواده‌ی السعداوی، یکی از خانواده‌های اصیل که ارتباطات نسبی و سببی بسیاری با خانواده‌های دیگر داشت، زاده شد.»

«من دختر خدا هستم و اندیشه‌ام آزاد است»؛ این آخرین جمله‌ی‌ نوال السعداوی است که هجده ساعت پیش از مرگ او در صفحه‌ی شخصی‌‌ توئیترش منتشر شد

«نخستین‌بار حوالی سال 1970، زمانی‌که چهارم ابتدایی بودم، او را دیدم؛ وقتی برای شرکت در یک همایش بزرگ، استاندار القلیوبیه را همراهی می‌کرد و درباره‌ی «کفر و مردمش» سخنرانی کرد. از آن زمان نقش اجتماعی او ماندگار شد. او بعدها از طریق استانداری و وزارت فرهنگ برای تأسیس «فرهنگ‌سرای کودکان» در یک زمین دولتی که در تصرف مردم بود، تلاش کرد و مردم هم برای تحقق این هدف، زمین را واگذار کردند.»



وی در ادامه می‌گوید: «او چند سال بعد برای سکونت به الخلفاوی، در حاشیه‌ی رود نیل، رفت. من هر روز صبح، از داخل مینی‌بوس، در مسیر محل‌کارم توی اتحادیه‌ی نویسندگان، او را به همراه همسرش، شریف حتاته، با لباس ورزشی بر ساحل رود نیل در حال پیاده‌روی می‌دیدم. بیش از هفتاد سال سن داشت و هر روز شایعاتی درباره‌ی مرگش منتشر می‌شد؛ آنها را می‌خواند، اما همچنان پرانرژی و شاداب بود.»

جنگ شبکه‌های اجتماعی

موجی از ابراز علاقه به نوال السعداوی در واکنش به کامنت‌های قلدرانه‌ای که درباره‌ی او تا لحظه‌ی درگذشتش هم نوشته می‌شد، به‌وجود آمد. در همین راستا، نبیل عبدالفتاح، اندیشمند مصری، در رثای نوال گفت: «آرامش را برای روح نوال السعداوی، آن نویسنده و فعال بزرگ حقوق زنان، آرزو می‌کنم که توانست با ابتکار خودش راه نوینی را پیش روی گفتمان حقوق زنان بگشاید که در آن نقش فعال حقوق زنان، نویسنده و فعالیت در سطح بین‌المللی با هم ادغام شده‌اند.»

سامح فایز، روزنامه‌نگار مصری، نیز در صفحه‌ی شخصی فیس‌بوکش نوشت: «پای خبر درگذشت یک نویسنده، نوال السعداوی، در گروه باشگاه خوانندگان کتاب، تا این لحظه هشتاد شکلک خنده گذاشته شده است؛ درواقع، هزاران نفر از کسانی که کتاب می‌خرند و می‌خوانند فقط چاهی هستند که کتاب را می‌بلعند. مشت نشانه‌ی خروار است و می‌توان گفت فرهنگ واقعی در آن کتاب‌هایی است که حتی دو نسخه هم فروش نمی‌روند.»

سامیه بکری، داستان‌نویس و روزنامه‌نگار مصری، در فیس‌بوک نوشت: «ای مادرمرده‌ها، اگر فکر می‌کنید مرگ یک رویداد انتقام‌جویانه است که تنها برای مخالفان شما اتفاق می‌افتد و آن را مایه‌ی شماتت می‌پندارید، پس چرا پدران و مادران شما و آنها که همچون شما می‌اندیشند هم می‌میرند؟! این حرف‌های بیهوده را تمام کنید و سر ما را با این خرافه‌گویی‌ها درد نیاورید که رحمت و عذاب الهی در دستان شما نیست. ای نادان‌ها، خدا را کوچک نشان ندهید. این شماتت شما هیچ توجیهی ندارد؛ زیرا نوال مُرد، اما اندیشه و کتاب‌هایش به خلاف خواست شما زنده خواهد ماند.»

صندوقچه‌ی خاطرات

عمر احمد، مدیر برنامه‌های سابق نوال السعداوی، ضمن اهدای مجموعه‌عکس‌هایی از نوال به رصیف22، گفت: «نوال السعداوی برای خیلی‌ها یک نویسنده، رمان‌نویس و شخصیتی بحث‌برانگیز بود، اما برای من یک انسان وصف‌ناشدنی است. او به من چیزهایی فراتر از مدارک دانشگاهی آموخت. با او به همه‌جای دنیا سفر کردم، می‌دیدم که چگونه از ابتدای ورود به کشورها حضورش را گرامی‌ می‌داشتند و چگونه سالن‌های بزرگ را برای سخنرانی او می‌گشودند و تیم‌های استقبال و حفاظت از شخصیت‌ها او را احاطه می‌کردند و چه جمعیت عظیمی به استقبالش می‌آمد. هیچ کتابخانه‌ای در دنیا نیست که از نویسندگان عرب کتاب داشته باشد و کتاب‌های نوال السعداوی و نجیب محفوظ جزء آنها نباشد. شصت کتاب او به چهل زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. تو کاندیدای جایزه‌ی نوبل بودی، تمام عمرت را صرف مبارزه کردی و اکنون وظیفه‌ی ماست که بعد از تو به مبارزه ادامه دهیم.»

إظهار التعليقات
Website by WhiteBeard